|
|
|
یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386 /دوستت دارم ، ای الاغ
بحبک یا حمار)) یا (( دوست دارم ای الاغ)) جدایی آورد قووور نامه:
شنبه هجدهم اسفند 1386 /زندگی شايد همين باشد
قووور نامه:
دوشنبه ششم اسفند 1386 /حقیقت و دروغ
قووور نامه:
پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386 /دادگاه عشق
قووور نامه:
شنبه ششم بهمن 1386 /بزرگترین....سخترین...
قووور نامه:
شنبه بیست و دوم دی 1386 /...تصویر حسین...
گفتمش نقاش را نقشی بکش از زندگی با قلم نقش حبابی بر لب دریا کشید گفتمش چون می کشی تصویر مردان خدا تک درختی در بیابان یکه و تنها کشید گفتمش نامردمان این زمان را نقش کن عکس یک خنجر ز پشت سر پی مولا کشید گفتمش راهی بکش کان ره رساند مقصدم راه عشق و عاشقی و مستی ونجوا کشید گفتمش تصویری از لیلی و مجنون را بکش عکس حیدر در کنار حضرت زهرا کشید گفتمش بر روی کاغذ عشق را تصویر کن در بیابان بلا، تصویر یک سقا کشید گفتمش از غربت ومظلومی ومحنت بکش فکر کرد و چهار قبر خاکی از طه کشید گفتمش سختی و درد وآه گشته حاصلم گریه کرد، آهی کشید و زینب کبری کشید گفتمش درد دلم را با که گویم ای رفیق عکس مهدی را کشید و به چه بس زیبا کشید گفتمش ترسیم کن تصویری از روی حسین گفت این یک را بباید خالق یکتا کشید قوووووووووور قووور نامه:
شنبه دهم آذر 1386 /بهشت و جهنم
مردي در عالم رويا فرشته اي را ديد كه در يك دستش مشعل و در دست ديگرش سطل آبي گرفته بود و در جاده اي روشن و تاريك راه مي رفت. مرد جلو رفت و از فرشته پرسيد: اين مشعل و سطل آب را كجا مي بري؟ فرشته جواب داد: مي خواهم با اين مشعل بهشت را آتش بزنم و با اين سطل آب، آتش هاي جهنم را خاموش كنم. آن وقت ببينم چه كسي واقعا خدارا دوست دارد؟ قوووووووووووووور قووور نامه:
چهارشنبه بیست و سوم آبان 1386 /تفاوتهای خون و اشک
قووور نامه:
یکشنبه سیزدهم آبان 1386 /ایرانی نباشید
مردی در پارک مرکزی نیویورک مشغول گردش است. ناگهان می بیند دختر کوچکی مورد حمله یک سگ (bulldog) قرار گرفته است. مرد به شتاب بسوی سگ می دود. او موفق می شود سگ را بکشد و جان دختر را نجات دهد. پلیسی که مشغول تماشای این صحنه بود بسوی او می رود و می گوید: شما یک قهرمان هستید, شما فردا می توانید در تمام روزنامه ها بخوانید (یک مرد شجاع نیویورکی جان یک دختر بچه را نجات داد.) مرد میگوید: اما من نیویورکی نیستم. پلیس می گوید: اوه پس در روزنامه های فردا صبح می خوانید (یک آمریکائی شجاع جان یک دختر بچه را نجات داد.) مرد می گوید: ولی من آمریکائی نیستم. پلیس می گوید: آه پس شما اهل کجا هستید؟ مرد می گوید: من ایرانی هستم. روز بعد روزنامه ها می نویسند: یک اسلامی تندرو یک سگ بیگناه آمریکائی را کشت. قووووووووووووور قووور نامه:
شنبه پنجم آبان 1386 /
دماغش را عمل كرد، حالا به جاي اون دماغ گنده يه دماغ كوچولوي سربالا داشت، دو روز بعد از گرسنگي مرد، مادرش صد دفعه بهش گفته بود كه عمل جراحي بيني مخصوص آدماست نه فيل ها دوستان خوبم خواهر بنده نازنین جونم قالبهای باحای طراحی میکنه کاراش حرف نداره حتما سر بزنید به وبلاگش خوشحال میشم مرسی. قوووووووووووور قووور نامه:
|
صفحه نخست
هر چی که فروگی خوشش بیاد اینجا مینویسه شاید تو هم خوشت بیاد
آرشیو من بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 لینک دوستان |
کليه حقوق اين وبلاگ متعلق به
سازنده و دارنده ی آن است!
کپى بردارى از مطالب وبلاگ با ذکر منبع مجاز می باشد
Template Designed by: Asal