تبليغاتX
::فروگی قورباغه



/دوستت دارم ، ای الاغ

 

بحبک یا حمار)) یا (( دوست دارم ای الاغ)) جدایی آورد

داماد سوری درپی پخش ترانه " دوستت دارم ، ای الاغ " در مراسم عروسی
 
و شوخی عروس خانم وی را در همان مجلس او را طلاق داد
 
 

 
خبر: در مراسم جشن این دو زوج در شهر لاذقیه ی سوریه
 
وقتی که ترانه معروف مصری"بحبک یا حمار" پخش شد
 
و عروس خانم با به دست گرفتن کراوات داماد و کشیدن وی،خوشحالی کردن و رقصیدن بود
 
اما این شوخی و حرکت عروس موجب دلخوری و ناراحتی شدید داماد شد
 
طوری که پشت تریبون رفت و به صورت رسمی همسر خود را طلاق داد و مجلس عروسی را پایان یافته
 
 اعلام کرد
 
 
 
قوووووووووووووووور

قووور نامه:


 

 

/زندگی شايد همين باشد

 

هی فلانی زندگی شايد همين باشد
 
يک فريب ساده و کوچک
 
آنهم از دست عزيزی که تو دنيا را
 
جز برای او و جز با او نمی خواهی
 
آری ، آری! زندگی شايد همين باشد
 
 
قوووووووور

قووور نامه:


 

 

/حقیقت و دروغ

 

روزی دروغ به حقیقت گفت: میل داری با هم شنا کنیم؟
حقیقت ساده لوح پذیرفت و گول او را خورد.
آن دو با هم به کنار ساحل رفتند
حقیقت لباسش را در آورد. دروغ حیله گر فوراً لباسهای او را پوشید.
از آن روز به بعد همیشه حقیقت عریان و زشت است
 و دروغ در لباس حقیقت زیبا و فریبنده
 
 
قوووووووووووووووووور
 
-----------------------------------------------
 
از سایه جون هم به خواطر آهنگی که داد هم ممنون
 
 
 
 
 

قووور نامه:


 

 

/دادگاه عشق

در دادگاه عشق
قسمم قلبم بود
وكیلم دلم و حضار جمعی از عاشقان و دلسوختگان
قاضی نامم را بلند خواند
و گناهم را دوست داشتن تو اعلام كرد
و پس محكوم شدم به تنهایی و مرگ كنار چوبه ی دار
از من خواستند تا آخرین خواسته ام را بگویم
و من گفتم: به تو بگویند
دوستت دارم
---------
 

قووور نامه:


 

 

/بزرگترین....سخترین...

 
بزرگترین
 
بزرگترین گناه :سکوت
بزرگترین سرما یه : یــــــــار
بزرگـترین شجاعت : دوست داشتن
بزرگترین افتخار : عاشـق شدن
بزرگترین اسرار :صداقت
بزرگترین بلا : فریب
 
سخترین
 
سخترین لحظه : اظهار محبت است
سخترین لحظه : دیدن یار با غیر است
سخترین لحظه : خلاف کردن به وعده است
سخترین لحظه : احساس بیگانگی با عشق است
سخترین لحظات : بی خبر بودن از احـــــــــوال یار است
سخترین لحظه :از هم گســستن پـــــیوند محـــــــبت است
وسخترین لحظه ::::: تنها رها کردن یار و وصـــــــال او با دیگر
 
 
 
قووووووووووور

قووور نامه:


 

 

/...تصویر حسین...

گفتمش نقاش را نقشی بکش از زندگی

با قلم نقش حبابی بر لب دریا کشید

 

گفتمش چون می کشی تصویر مردان خدا

تک درختی در بیابان یکه و تنها کشید

 

گفتمش نامردمان این زمان را نقش کن

عکس یک خنجر ز پشت سر پی مولا کشید

 

گفتمش راهی بکش کان ره رساند مقصدم

راه عشق و عاشقی و مستی ونجوا کشید

 

گفتمش تصویری از لیلی و مجنون را بکش

عکس حیدر در کنار حضرت زهرا کشید

 

گفتمش بر روی کاغذ عشق را تصویر کن

در بیابان بلا، تصویر یک سقا کشید

 

گفتمش از غربت ومظلومی ومحنت بکش

فکر کرد و چهار قبر خاکی از طه کشید

 

گفتمش سختی و درد وآه گشته حاصلم

گریه کرد، آهی کشید و زینب کبری کشید

 

گفتمش درد دلم را با که گویم ای رفیق

عکس مهدی را کشید و به چه بس زیبا کشید

 

گفتمش ترسیم کن تصویری از روی حسین

گفت این یک را بباید خالق یکتا کشید

 

قوووووووووور

 


قووور نامه:


 

 

/بهشت و جهنم

مردي در عالم رويا فرشته اي را ديد كه در يك دستش مشعل و در دست ديگرش سطل آبي گرفته بود و در جاده اي روشن و تاريك راه مي رفت. مرد جلو رفت و از فرشته پرسيد: اين مشعل و سطل آب را كجا مي بري؟ فرشته جواب داد: مي خواهم با اين مشعل بهشت را آتش بزنم و با اين سطل آب، آتش هاي جهنم را خاموش كنم. آن وقت ببينم چه كسي واقعا خدارا دوست دارد؟

 

قوووووووووووووور


قووور نامه:


 

 

/تفاوتهای خون و اشک

 
تفاوتهای خون و اشک
خون قرمزه رنگه عشقه ، اشک بیرنگه درد عشقه
.خون وقتی میاد بیرون میسوزه اما اشک اول میسوزه بعد بیرون میاد
.خون مال زخم جسمه ولی اشک مال زخم روحه
.جای زخم خون خوب میشه ولی مال اشک خوب نمیشه
.خون همیشه مال درد و غمه ولی اشک بعضی وقتا مال خوشحالیه.
.جلوی خون و میشه گرفت ولی اشک رو نه!
.از جاری شدن خون، کسی خجالت نمیکشه
اما بعضیا از اینکه اشک بریزن خجالت میکشن و دستاشونو میزارن رو صورتشون.
با خون میشه به یکی زندگی بخشید ولی با اشک نه!
 
 
قوووووووووور

قووور نامه:


 

 

/ایرانی نباشید

 

مردی در پارک مرکزی نیویورک مشغول گردش است. ناگهان می بیند دختر کوچکی مورد حمله یک سگ (bulldog) قرار گرفته است. مرد به شتاب بسوی سگ می دود. او موفق می شود سگ را بکشد و جان دختر را نجات دهد. پلیسی که مشغول تماشای این صحنه بود بسوی او می رود و می گوید: شما یک قهرمان هستید, شما فردا می توانید در تمام روزنامه ها بخوانید (یک مرد شجاع نیویورکی جان یک دختر بچه را نجات داد.) مرد میگوید: اما من نیویورکی نیستم. پلیس می گوید: اوه پس در روزنامه های فردا صبح می خوانید (یک آمریکائی شجاع جان یک دختر بچه را نجات داد.) مرد می گوید: ولی من آمریکائی نیستم. پلیس می گوید: آه پس شما اهل کجا هستید؟ مرد می گوید: من ایرانی هستم.

روز بعد روزنامه ها می نویسند: یک اسلامی تندرو یک سگ بیگناه آمریکائی را کشت.

 

 

قووووووووووووور


قووور نامه:


 

 

/

دماغش را عمل كرد، حالا به جاي اون دماغ گنده يه دماغ كوچولوي سربالا داشت، دو روز بعد از گرسنگي مرد، مادرش صد دفعه بهش گفته بود كه عمل جراحي بيني مخصوص آدماست نه فيل ها

 

دوستان خوبم خواهر بنده نازنین جونم قالبهای باحای طراحی میکنه کاراش حرف نداره حتما سر بزنید به وبلاگش خوشحال میشم مرسی.

 

قوووووووووووور


قووور نامه:


 

 

کليه حقوق اين وبلاگ متعلق به سازنده و دارنده ی آن است!
کپى بردارى از مطالب وبلاگ با ذکر منبع مجاز می باشد

Template Designed by: Asal
 


Myspace Codes

JavaScript Codes

کد آهنگ در وب نوا